امیر و دایی علی
دیروز برادری خونه اومدن برای انجام کاری. امیر سلام کرد و بعد هم روبوسی. برادری بهش یه پول داد، یکی هم برای فاطمه . امیر جون من ذوق زده گفت : دایی بابا حاجی شده ...
امیر و دایی علی
پرنسس من
احوالات امیر مهدی
بزرگ مرد کوچک
عاشق گوسفند
امیر دختر می شود